سيد حسن مير جهانى طباطبائى

497

جنة العاصمة ( فارسي )

يعنى خلقهم اللّه ، و جبلّى اوست بر هر چيزى يعنى طبيعت اوست بر آن . و محتمل است كه معناى آن اين باشد كه خداى تعالى نام گذارده بر پيغمبران خود پيش از اينكه بيافريند آنها را ، و شايد براى زيادتى مبالغه باشد بر اينكه او خلق بزرگى است . و در بعضى از نسخه‌ها « احتبله » به حاء مهمله است از باب احتبل الصيد يعنى أخذه بالحبالة ، پس مراد از آن خلق يا بعث است مجازا . و در بعضى از نسخه‌ها « قبل من اجتباه » است يعنى برگزيد او را پيش از بعثت . و بستر الأهاويل مصونة : براى اين است كه اشياء در آن حالات از موانع وجود است . و محتمل است كه مراد از مصونة عن الأهاويل بستر العدم باشد كه بعد از وجود ملحق به آن شود . و گفته شده است كه تعبير كردن از آن به اهاويل از قبيل تعبير كردن عدم است به ظلمات . و معرفة بمواقع المقدور : يعنى براى شناختن خداى تعالى است به آنچه كه شايسته و سزاوار است از زمام‌هاى امورى كه قدرت بر آن باشد و ممكن باشد . و محتمل است كه مراد از مقدور ، مقدّر باشد و اين اظهر است . إتماما لأمره : يعنى براى تمام كردن حكمت كه اشياء به جهت آن آفريده شده . و إنفاذا لمقادير حتمه : از باب اضافهء صفت به موصوف است ، يعنى مقدّراتى كه حتم شده . عكّفا على نيرانها : تفصيل و بيان است براى فرق گذاردن به ذكر بعضى از آنها يعنى براى اقبال كردن و مواظب و ملازم بودن بر آنها . منكرة للّه مع عرفانها : براى اينكه انكاركننده‌اند خدا را با اينكه معرفت او فطرى است ، يا اينكه دليل‌هاى روشنى قائم است بر وجود او . ظلمها : ضمير راجع به امم است ، چنانچه دو ضمير بعد از آن هم ممكن است بازگشت آن به امم باشد ، و ممكن است مرجع آنها قلوب و ابصار باشد ، و ظلم